مصاحبه ها

از روز و روزگار آقای همیشه کلاه به‌ سر«در مصاحبه با روزنامه ایران» ۴ مردادماه ۱۳۹۷

 جواد مجابی به ما می گوید که یک شبانه روزش را چگونه سپری می کند.

 

روزنامه ایران ۴ مردادماه ۱۳۹۷
روزهای من اصولاً شبیه هم نیستند. ولی نمای کلی یک روز من بخصوص روزهای آخر هفته‌ام اینطور ترسیم می‌شود که اصولاً بعد از صبحانه‌ای که حوالی ساعت ۹ صبح می‌خورم، به کتابخانه‌ام می‌روم و می‌نشینم روبه‌روی مانیتور و شروع می‌کنم به کار کردن تا ساعت یک بعدازظهر. سر ساعت یک ظهر ناهار می‌خورم و بعد از آن هم دوساعتی استراحت می‌کنم و در این ساعت استراحت و خواب قیلوله‌ تاحد امکان به هیچ تلفن و پیام و پسغامی نه تنها جواب‌ نمی‌دهم، بلکه ممکن است از کسی که تلفن زده‌ دلخور هم بشوم. از حدود ساعت ۴ هم معمولاً دوباره شروع می‌کنم به نوشتن یا تصحیح کتاب‌هایی که در دست دارم یا اگر قرار است مقدمه و مقاله‌ای بنویسم در این ساعت از روز قرار می‌گیرد.عصر پنجشنبه‌ام اصولاً به دیدن تئاتر یا رفتن به کنسرت می‌گذرد، یا اگر فیلم خوبی باشد و دعوتی، حتماً به سینما می‌روم.
یک نکته‌ای که باید در پرانتز بگویم این است که اصولاً نمایشگاه نقاشی کمتر می‌روم. خیلی‌ها از من می‌پرسند چرا؟ و حالا فرصت خوبی است که پاسخ بدهم. من ۶۰ سال به تمام‌ نمایشگاه‌های نقاشی رفتم و هزاران هزار اثر دیدم و دیگر آنچنان ذوقی برایم ندارد به نمایشگاه نقاشی رفتن. ولی همچنان تئاتر و سینما و کنسرت می‌روم و لذت می‌برم. اتفاقاً همین چند شب پیش به تماشای تئاتری از یک کارگردان جوان و آینده‌دار رفتم.
«تو مشغول مردنت بودی» به کارگردانی مژگان خالقی. کارگردان جوان و جسوری که بجد شیفته کارش شدم و بسیار هم تشویقش کردم. کارش بسیار عالی بود و به شیوه کانتور آن را پیش برده بود. بازیگران خوبی هم در آن حضور داشتند که باعث شد در کل از این اجرا بسیار لذت ببرم. علاوه برآن دوستان هنرمندی همچون خانم معتمد آریا و قطب‌الدین صادقی را به گپ و گفتی دوستانه دیدم و شنیدم که شب خوبی پیش رویمان گذاشت.
با عوامل تئاتر “تو مشغول مردنت بودی”
با عوامل تئاتر “تو مشغول مردنت بودی”
جواد مجابی و مژگان خالقی (کارگردان)

من همیشه دوست داشته و دارم که کارهای جوانترها را ببینم. آنها باید بدانند که ما کارهایشان را باعلاقه دنبال می‌کنیم و اگر نقدی باشد حتماً به گوششان می‌رسانیم.
مثلاً درباره کنسرت کیهان کلهر یادداشت نوشتم و اگر چه در این حوزه تخصصی نمی‌نویسم ولی با حس و قلمم نوشتم که از شنیدن و دیدن این اجرا بسیار کیف کردم. خب شب هم که به خانه می‌آیم ترجیحم این است که از روزی که داشتم خودم را منفک کنم و به عنوان تفریح، برنامه‌های صدا و سیما را ببینم.
من ماهواره ندارم و هرگز هم دلم نمی‌خواسته داشته باشم. به نظرم ابتذالی که در شبکه‌های خودمان هست کافی‌ است و نیاز نیست این ابتذال را با دروغ‌ها و برنامه‌های سخیف ماهواره‌ای دوبرابر کنم. حوالی ساعت یازده هم می‌خوابم و این می‌شود یک روز من. این روزها مشغول انجام مراحل پایانی کتابی هستم که ده سال توی کشوی میزم بود و اسمش «خاطرات نسل آخر» است. کتابی ۱۵۰۰ صفحه‌ای که در واقع خاطرات من در سه بخش از چهره‌ها و دوستی‌ها و ارتباطی است که با بزرگان فرهنگ و هنر و ادبیات طی ۵۰ سال کسانی که آنها را یک بار دید‌ه‌ام.
مثل ذبیح بهروز یا ابراهیم پورداود یا اوژن یونسکو یا پیتر بروک. یا دوستان و خاطره‌هایم با محصص، شاملو، اسپهبد، ساعدی و دیگران و دیگران. به هر صورت در حال آماده‌سازی برای ارسال به ارشاد و اخذ مجوز است.اگر ده سال مجوزش را طول ندهند. ما در جوانی آنقدر دیر خوابیدیم که حالا باید زود بخوابیم. آن روزها من تا از روزنامه اطلاعات بیرون می‌آمدم با دوستانی که همه بزرگان فرهنگ و ادبیات بودند دورهمی‌های شبانه‌مان و حرف‌ و بحث‌های ادبیاتی‌مان شروع می‌شد تا صبح. روزگاری بود. همه را نوشته‌ام. غالب رفاقت ما با دوستان ناشی از همین دورهمی‌ها بود.

 

می‌نویسم چون لذت می‌برم«در مصاحبه با روزنامه شرق» ۱ مردادماه ۱۳۹۷

علی شروقی

«گفتن در عین نگفتن» تازه‌ترین رمان جواد مجابی است. رمانی که اواخر سال گذشته در نشر ققنوس منتشر شد. راوی این رمان شخصیتی غریب است با مجموعه‌ای از تضادها؛ از سویی انباشته از رذالت‌هایی است که ترس و نفرت می‌انگیزد و از سوی دیگر واجد آن‌چنان تخیلات و تأملات و حساسیت‌های هنری است که همدلی خواننده را به خود جلب می‌کند. از این رمان پیش از این نوشته‌ام و بیش از آن هرچه بگویم تکرار مکررات خواهد بود و چه بهتر که این‌بار خودِ نویسنده از آن سخن بگوید. گفت‌وگوی پیشِ رو درباره همین رمان است. مجابی در این گفت‌وگو از شخصیتِ غریب این رمان و این‌که چه‌طور چنین شخصیتی پدید آمد و چه شد که او دست به کار نوشتنِ این رمان شد سخن گفته است و همچنین از این‌که امروزه چرا و با چه هدفی می‌نویسد و چه تعبیری از نوشتن دارد و چه چیزهایی را مانع فرایند طبیعی عملِ نوشتن می‌داند. از جواد مجابی تقریبا همزمان با انتشار «گفتن در عین نگفتن»، مجموعه داستان «روایت عور» و رمان‌های «در این هوا» و «باغ گمشده» نیز تجدید چاپ شدند.
 در این سال‌ها گفت‌وگوهایمان اغلب درباره شعرهای شما بوده و درباره رمان‌هایتان کمتر حرف زده‌ایم، اگرچه یادم هست در یکی از گفت‌وگوهای اخیرمان گفتید اکنون دیگر برای شما خود «نوشتن» مطرح است، فارغ از این‌که آن نوشته در نهایت قرار است شعر بشود یا رمان یا قطعه کوتاه طنزآمیز و چیز دیگر؛ در این گفت‌وگو اما فکر کردم شاید بد نباشد مبنا را بر رمانِ تازه شما، «گفتن در عین نگفتن»، بگذاریم و از آن حرف بزنیم، مخصوصا که سال‌ها بود رمان جدیدی از شما منتشر نشده بود.
برای مطالعه ادامه مصاحبه به لینک زیر مراجعه نمایید.
۰۱ مردادماه ۱۳۹۷

ادبیات کمتر از تاریخ دروغ می‌گوید«در مصاحبه با ایلنا» ۲ خرداد ماه ۱۳۹۷

در ادبیات مدرن ایران و از صادق هدایت به بعد، می‌بینیم که بسیاری از وقایع تاریخی ما به‌طور دقیقتر و روشن‌تری در ادبیات داستانی و شعر نمود پیدا می‌کنند. یکی از نویسندگان غربی هم می‌گفت اگر در یک دوره ادبیات ایران خوب خوانده شده بود طبیعتا خود حکومت در اصلاح خودش می‌کوشید چون میزان نارضایتی‌ها در ادبیات ما به طرز واضحی منعکس می‌شود. امروز هم همین است و در داستان‌ها و رمان‌های ما نوع اعتراض نویسندگان به شرایط موجود به صراحت و حتی با دلسوزی مطرح می‌شود و نویسندگان درخواست دارند که این مسائل دیده شود و مسئولان فکری برای حل آن‌ها بکنند. به همین دلیل هم در همه جای دنیا به ادبیات جاری عصر خودشان اهمیت می‌دهند و آن را یک واکنش صریح و صادقانه نسبت به وضعیت ارزیابی می‌کنند و از آن‌ها برای اصلاح مشکلات خودشان و امور راهبردی‌شان بهره می‌گیرند.

ادامه گفتگو را در این آدرس ملاحظه بفرمایید.

۰۲ خردادماه ۱۳۹۷

منبع: ایلنا

آنکه می­ ترسد، می­ ترساند…«در مصاحبه با دوماه نامه مروارید» فروردین و اردیبهشت ماه ۱۳۹۷

 

ببینید! وقتی از تمامی مزایای یک شهروند عادی محروم و محکوم به انزوا شدم، آن بی‌پروایی و نترسیدن از آینده خودش را عملاً در زندگی‌ام آشکار کرد. وقتی تصمیم گرفتم بی‌هیچ درآمد و شغلی فقط به نوشتن وکار تمام‌وقت  ادبیات بپردازم یک‌لحظه هم شک نکردم که این کار درست نیست. خب، من تنها که نبودم، همسر و دو فرزند خردسال داشتم. درحساب بانکی‌ام حدود ۴۰هزارتومان داشتم و بس. یعنی معادل سه ماه حقوقم در روزنامه پس‌انداز داشتم. اما شوق کار فرهنگی و پیش‌گرفتن حرفه بی‌درآمد هنر و ادب، غلبه کرد بر ذهن علمی اقتصاددان وحقوق‌خوانده که بهتر از دیگران می‌دانست بیکاری و بی‌پولی و فروپاشی خانواده بر اثر فقر یعنی چه.  به کار ادبی به‌صورت حرفه‌ای پرداختم تمام وقت. کتاب‌هایم چاپ نشد و توقیف شد. روزگار آن روی سگش را نشان داد، در شرایطی  دشوارتر از تصور ما. البته زنده ماندیم ودشمنکام نشدیم.

 

معرفی دو‌ماهنامه «مروارید»
«مروارید» یک دو‌ماهنامه‌ی فرهنگی/ اجتماعی است که در هر شماره تم‌محور و موضوع‌محور پیش می‌رود.
برای هر شماره این مجله یک موضوع انتخاب می‌شود و آن موضوع در حوزه‌های مختلف (اجتماعی، شهری، سینما، ادبیات، تاریخ، اندیشه و هنر) مورد بررسی قرار می‌گیرد و سعی می‌شود تصویری کامل از آن موضوع ارائه شود.
«مروارید» در رده‌بندی، جزء مجلات حوزه اندیشه و روشنفکری قرار دارد و براساس روزنامه‌نگاری تحلیلی و سوژه محور فعالیت می‌کند و تاکنون در دوره جديد، ۸ شماره آن منتشر شده است. گيتا علی‌آبادی مدیر‌مسوول و پژمان موسوی سردبیر «مروارید» هستند و شورای دبیران آن را محمد صادقی، مرجان صائبی، آرش خاموشی و ترانه بنی یعقوب تشکیل می دهند.امیر علایی هم مدیر هنری « مروارید» است.

ادامه گفتگو را در این آدرس ملاحظه بفرمایید.

اردیبهشت ۱۳۹۷

مسووليت‌سازي‌ مجابي و مسووليت‌پذيري ما«در مصاحبه با روزنامه اعتماد» ۹ اردیبهشت ماه ۱۳۹۷

مجابي در تعريف ساده، يك«مهندس فرهنگي» است. مهندسي كه به تنهايي، هم ابزار اين كار بوده و هم كارفرما و هم كارمند. چنين نگرشي فقط و فقط از ناحيه دلسوزاني شكل مي‌گيرد كه كوره‌راه‌هاي فرهنگي را با تيزبيني و درايت مورد مطالعه قرار داده‌اند و بر‌اي گذر دادن ما از اين حجم «جاماندن‌هاي» تاريخي، با مايه گذاشتن از زندگي، به نيت ساخت افق‌هايي نو به راه افتاده‌اند و بارها بر زمين افتاده‌اند و باز سر زانوها را تكانده‌اند وروز از نو، روزي از نو.

مجابي را امروزه بايد علاوه بر يك نويسنده و شاعر و نقاش، به عنوان بخشي از تاريخ زنده به رسميت شناخت؛ تاريخي از تجربه و نوع نگاه به هستي و مهم‌تر از همه، حساسيت پيرامون ثبت هنري گذرگاه‌هاي خطرزايي كه پشت سر گذاشته‌ايم. با تورق اغلب آثار ادبي اين نويسنده در مي‌يابيم كه او برخلاف گروهي از اهالي قلم، خود را تافته‌اي جدا بافته از بدنه جامعه‌اي كه در آن زندگي مي‌كند ارزيابي نكرده. هستند نويسندگاني كه عطاي نوشتن را به بهانه‌هايي چون وضعيت مميزي و نبود سازوكاري حرفه‌اي در سياستگذاري‌هاي فرهنگ مكتوب و مواردي از اين قبيل رها كرده‌اند اما در مقابل، هستند كساني چون مجابي كه در هر وضعيتي نوشته‌اند و دراين مسير هميشه جانب انصاف را رعايت كرده‌اند. يكي از بخش‌هاي قابل تامل در ميان آثار مجابي، نوشتن در حوزه ادبيات جنگ است كه به خودي خود تحقيقي مجزا طلب مي‌كند. او در كوران جنگ از شخصيت‌هايي نوشته كه مرگ‌هراسند و به جز فكر فرار از موقعيت به هيچ چيز ديگر نمي‌انديشند و در مقابل هم شخصيت‌هايي ساخته كه مرگ خود درجنگ را در برابر زنده‌ماندن ديگران پذيرفته‌اند. نويسنده‌اي كه حتي در مورد موشك‌باران زمان جنگ هم داستان نوشته و از اين طريق، پيامدهاي ظهور هيولاي جنگ را به شكلي جهانشمول عرضه كرده‌، بي‌‌هيچ شبهه‌اي خود را جزيي از مردم مي‌داند و بدون شك از سوي مردم هم پذيرفته خواهد شد.

كوتاه سخن اينكه مجابي حالا ديگر يكي از چهره‌هاي ماندگار اين سرزمين است؛ چهره‌اي كه هم محبوب‌القلوب است و هم پرخواننده. مجابي از آن دست پديدآورندگاني است كه دنبال كردن آثارش، هم داراي لذت‌هاي بي‌شمار ادبي است و هم نشان‌دهنده زواياي پنهان كه بايد ببينيم و نديده‌ايم.

۹ اردیبهشت ماه ۱۳۹۷

منبع خبر: روزنامه اعتماد و سایت رسمی دکتر جواد مجابی

طنز یک ابررسانه است«در مصاحبه با مجله اینترنتی بوفون» ۲۰ فروردین ماه ۱۳۹۷

یکی از کارهای نویسندگان و شاعران و هنرمندان، حالا اگر نگوییم تغییر جهان، اما ارائه تعبیر درست تری از جهان است. در ادبیات معاصر ایران کمتر کسی را می شناسم که از بینش طنزآمیز بهره مند نبوده باشد، ولی این که همه آن ها در آثارشان از این بینش استفاده کرده اند یا نه، موضوعی است که می توان درباره اش بحث کرد. مثلا صادق هدایت در بسیاری از آثارش کاملا جدی است و لحنی تراژیک دارد اما ناگهان در «توپ مرواری» یا «وغ وغ ساهاب» روحیه طنزش آشکار می شود. حتی می توان گفت لحن تراژیک او نیز به نوعی محصول همین بینش نابجایی و غیرعقلانی بودن جهان اطراف اوست. استفاده از نطز در آثار ادبی می تواند به شکل آشکار و در قالب داستان ها و یادداشت های طنزآمیز باشد یا این که در ساختار آثار نوعی طنز نهفته باشد. مثلا در ساختار آثار ساعدی طنز به عنوان ریشه های اثر وجود دارد و این متفاوت از طنزی است که در داستان های بهرام صادقی دیده می شود. داستان های صادقی هم در ریشه هایش از طنز برخوردار است و هم شاخه ها و لایه های ظاهری اش طنزآمیز است.

ادامه گفتگو را در این آدرس ملاحظه بفرمایید.

۲۰ فروردین ۱۳۹۷

منبع خبر: مجله اینترنتی بوف فون

صدایی از میان صداهای دیگر«در مصاحبه با روزنامه همشهری» ۳ اسفند ماه ۱۳۹۶

موفقیت امری ظاهری است. اگر کسی از کاری لذت ببرد دیگر به فکر شکست و پیروزی نیست.
خرسندم که آنچه را که در نوجوانی به عنوان ادبیات و هنر انتخاب کرده‌ام راه درستی بوده. زندگی‌ام وقف ادبیات و هنر شده و از این موضوع خوشحالم.
در تهران همچنان علاقه‌مند رفتن به کافه هستم. دوست دارم بچه‌های جوانی را که در تهران به کافه‌ها می‌آیند ببینم. همه چیز آنها برایم جالب است؛ نوع حرف زدن‌شان و حتی نوع پوشش و لطیفه‌هایی که برای یکدیگر تعریف می‌کنند و از همه مهم تر رفتار اجتماعی شان. این مشاهده به من امکان مقایسه می‌دهد تا آنها را با دوره جوانی خودمان قیاس کنم و ببینم که چه تفاوتی دارند و در طی سالیان چه تغییراتی در اندیشه و ذهن و جان نسل‌ها رخ داده است.
فرهنگ شهرنشینی در ایران همواره ضعیف بوده و در طول تاریخ هم ضعیف تر شده. شهرهای ما در هجوم متعدد صحرانشینان داخلی و خارجی، همیشه نابود و دوباره ساخته شده‌اند. بنابراین در ایران تداوم شهرنشینی نداریم. طبعاً ادبیات و هنر هم با شهرنشینی مرتبط است.
هفته پیش چهار جلد از کتاب‌هایم از سوی انتشارات ققنوس راهی بازار کتاب شد. سه عنوان از این کتاب‌ها رمان است. یکی از رمان‌ها آخرین اثرم است. این رمان «گفتن عین نگفتن» نام دارد. دو رمان دیگر «راه گمشده» و «در این هوا» به تازگی تجدید چاپ شده و یک مجموعه داستان کوتاه نیز از من با عنوان «روایت عور» به چاپ رسیده است.

ادامه گفتگو را در این آدرس ملاحظه بفرمایید.

برای مطالعه تمام مصاحبه به این آدرس مراجعه نمایید.

۰۳ اسفندماه ۱۳۹۶

منبع خبر: روزنامه همشهری

نسل و آثار ما همچنان با مشکلات ممیزی سانسور درگیر است«در مصاحبه با ایلنا» ۱۴ دی ماه ۱۳۹۶

اساسا وقتی اثر ادبی ایرانی سانسور می‌شود و امکان نشر پیدا نمی‌کند و مرتب سرکوب می‌شود طبیعتا هم از نظر کیفی نازل خواهد بود و هم رغبت افراد به تولید و تالیف داستان و رمان و شعر زیاد نخواهد بود. البته این به آن معنا نیست که ما در دوره‌ای افراد خلاق و باهوشی داشته‌ایم و در حال حاضر نه. ادبیات امروز هم به نوعی دنباله داستان و رمان دهه ۴۰ است ولی باید به این پرسش پاسخ بدهیم که چرا در آن سال‌ها این آثار جذب مخاطب خوبی داشتند و امروز نه. یک پاسخ این است که در آن دوره‌ها سازوکار نشر و پخش کتاب و همین‌طور تبلیغ برای ادبیات و هنر وجود داشته و امروز ما چنین سازو کاری را شاهد نیستیم. یعنی منتقد ادبی پرورش نداده‌ایم، کتابخانه‌های عمومی را رشد نداده‌ایم و کتابخوانی را به مدارس نکشانده‌ایم و کارهایی که آموزش و پروش باید صورت می‌داده پشت گوش انداخته شده و عملا کتابخانه‌ها و کتابفروشی‌ها ما خالی شده‌اند.

ادامه گفتگو را در این آدرس ملاحظه بفرمایید.

۱۴ دی ماه ۱۳۹۶

منبع خبر: ایلنا

مخالفت با سوسیالیسم; حماقت است. «در مصاحبه با روزنامه همدلی» ۱ آبان ماه ۱۳۹۶

حامد داراب- دکتر جواد مجابی، یکی از بازماندگان ماجرای «اتوبوس ارمنستان» در سال ۱۳۵۷، چهره‌ای فعال در عرصه هنر و ادبیات، که همین ۲۲ مهر گذشته ۷۸ ساله شد، خالق ۲۷ مجموعه شعر، ۱۱ رمان، دو مجموعه داستان کوتاه، هشت مجموعه داستان طنز، ۱۵ اثر تحقیقی و تحلیلی، سه کتاب گفت‌وگو، شش داستان کودک، پنج نمایش‌نامه، دو فیلم‌نامه بلند و یک سفرنامه، و بیش از ۱۰ جلد کتاب دیگر، که به گفته خودش در «اداره سانسور گروست». چهره‌ای که پس از هجرت از قزوین (زادگاهش) به تهران، در آن سال‌های شور و هیجان و مقاوت و مبارزه، اواسط دهه ۱۳۳۰، توانست به واسطه کار روزنامه‌نگاری با برجسته‌ترین چهره‌های فرهنگی و ادبی ارتباط بگیرد و این ارتباط را بلندمدت حفظ کند. همین نشستن‌ها و برخواستن‌ها اکنون از او کتاب تاریخی از خاطرات گفتنی و ناگفته رقم زده است، او شاهد زنده نسلی از نویسندگان و هنرمندان است که آرمان‌خواهانه و به امید آینده‌ای بهتر، در اعتلای فرهنگ نشستند. امیدی که به‌زعم بعضی ناامید گشت و به باور بعضی دیگر، به سطح عمومی اندیشه در جامعه ایرانی افزود. مجابی به اعتبار تجربه زیستی فراخ خویش که گستره‌اش از تحصیل در دانشکده حقوق، تا دکترای دانشکده اقتصاد و کار حرفه‌ای ادبیات در کنار شاملو و دیگرنام‌داران این عرصه را دربر می‌گیرد؛ اندیشه انتقادی و نگرش تحلیلی قابل‌تاملی یافته است؛ طرفه آنکه کوشش شخصی و ممارست خودش نیز در تحقیق و پژوهش، بر عمق این اندیشه انتقادی افزوده؛ او اگرچه در میان خیل بزرگ هوادارانش، منتقدانی نیز دارد که شعرش و یا طنزش را، با دیدگاهی دیگر می‌بینند؛ اما همه افراد در تحسین و تایید کار تحقیقی‌اش یک‌صدا هستند. پیرمرد خوش‌سخن، آرام و با آراستگی یگانه و همیشگی‌اش من را پذیرفت، گربه‌اش «خاتون» نیز در مصاحبه شرکت داشت، با او به بهانه ۷۸ سالگی و نشر دو کتابش که چندین سال در انتظار اجازه انتشار مانده بودند؛ (و نمی‌دانم در اینجا چرا باید برای نشر کتاب از کسی اجازه گرفت؟) به گفت‌وگو بنشینیم.

ادامه گفتگو را در این آدرس ملاحظه بفرمایید.

برای مطالعه تمام مصاحبه به این آدرس مراجعه نمایید.

۰۱ آبان ماه ۱۳۹۶

منبع خبر: روزنامه همدلی

سرزمین حافظ و ادعای شاعر بودن «در مصاحبه با روزنامه شهروند» ۷ آبان ماه ۱۳۹۶

من هر روز چند ساعتی را برای شعر نوشتن وقت می‌گذارم و در مدت نوشتن بارها کلمات را بالا پایین می‌کنم تا آنچه در ذهنم است، شکل بگیرد و شعر‌ها موسیقی بیرونی و درونی خود را بیابند. برای مثال اگر امروز چهار شعر بنویسم، تمام تلاشم این است که با تغییرات موجود شعرها دارای یک ساختار مشخص باشند. همچنین من شعرها را چند ماه بعد دوباره مورد بازبینی قرار می‌دهم تا تغییرات مورد نیاز انجام شود. بعد از آن در زمان انتشار نیز مجددا بررسی می‌کنم، یعنی ویراست نهایی نمونه چاپی کتاب را نیز مورد بررسی قرار می‌دهم تا ایرادی وجود نداشته باشد.

مصاحبه گر: شهاب دارابیان

برای مطالعه تمام مصاحبه به این آدرس مراجعه نمایید.

۰۷ آبان ماه ۱۳۹۶

منبع خبر: روزنامه شهروند

 

 

 

 

 

سی و سومین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه «در شب کتاب و کتابخوانی» ۲۰ آبان ماه ۱۳۹۵

شب «کتاب و کتابخوانی» در سی و سومین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه با رونمایی از اثر «پسرک چشم آبی» و اعلام برگزیدگان بخش «کتاب و سینما» برگزار شد.به گزارش ستاد خبری جشنواره فیلم کوتاه تهران، شب «کتاب و کتابخوانی» با حضور فرید فرخنده کیش؛ دبیر جشنواره سی وسوم، مجید غلامی جلیسه؛ مدیرعامل خانه کتاب، سید جواد میرهاشمی؛ مدیر بخش کتاب و سینما، محمود دولت آبادی، جواد مجابی، فرزاد موتمن،‌ وحید موسائیان،‌ کامبیز روشن‌روان و تنی چند از مسئولان انجمن سینمای جوانان ایران و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد.

برای مطالعه ادامه مصاحبه به این لینک مراجعه نمایید.

۲۰ آبان ماه ۱۳۹۵

منبع خبر: انجمن سینمای جوان ایران

مستند دف به روایت بیژن کامکار «روزنامه ایران» ۲۶ مردادماه ۱۳۹۶

نمایش مستند دف در حلقه یاران

بزرگانی نظیر فرهاد فخرالدینی، شهرام ناظری، بیژن، اردشیر، هانا کامکار، نجمه تجدد، کیخسرو پورناظری، جواد مجابی، سید محمد بهشتی، محمود دعایی، میلاد کیایی، جمشید عندلیبی، بهروز بقایی، بابک چمن آرا، صدیق تعریف، سیامک گلشیری، رضا مهدوی، نگار اعزازی، عسل ملک‌زاده، داریوش پیرنیاکان، محمدعلی سلطانی و…از جمله کسانی بودند که صبح روز چهارشنبه ۲۶ مردادماه ۹۶ برای تماشای مستند «دف به روایت بیژن کامکار» به کارگردانی مهدی طالبانی به روزنامه ایران رفته بودند.

گوشه ای از صحبت های جواد مجابی
پایان تحریم یک ساز
جواد مجابی
مستند دف بی‌اغراق یکی از فیلم‌های درجه یک هنری به شمار می‌آید. این فیلم در عین پرداخت هنرمندانه به موسیقی از ساختارخوبی هم برخوردار است. از سوی دیگر آقای بیژن کامکارهم اطلاعات بسیارخوبی در این مستند درباره ساز دف و تاریخچه آن به مخاطبان ارائه می‌دهد. دف از جمله سازهایی است که در فضای فرهنگی ایران، متداول بوده و به واسطه ناملایمات زمانه در کردستان پناه می‌گیرد. دف‌ سازی ایرانی است که در کنار تنبور و سایر سازها پیشینه‌ای کهن دارد، تا جایی که من می‌دانم نخستین مرتبه‌ای که از ساز دف سخن گفته شده یکی از سروده‌های رودکی است. رودکی در شماتت یکی از شاعران می‌گوید: «آن خر پدرت به دشت خاشاک زدی/ مامات دف دورویه چالاک زدی/ آن بر سر گورها تبارک خواندی /وین بر در خانه‌ها تبوراک زدی» در مصرع آخر کلمه«تبوراک» لغت دیگری ازهمان دف است. درباره ماجرای تحریف موسیقی هم می‌توان قدری فکر کرد؛ تحریم موسیقی از گذشته وجود داشته اما مردم تن به آن نمی‌دهند. دف را می‌توان تنها‌ سازی دانست که به نوعی تحریم از آن برداشته شده است، شاید به همین دلیل است که توانسته در خانقاه‌ها و تکایا مورد استفاده قرار بگیرد. خیلی خوشحالم برای دف که از ایران فرهنگی آمده و در کردستان پناه گرفته و دوباره به همت یکی از فرزندان خوب کردستان به ایران بازگشته است.

برای مطالعه ادامه مصاحبه به این لینک مراجعه نمایید.

۲۶ مردادماه ۱۳۹۶

منبع: پیشخوان خبر

نگران انتشار انبوه کتاب‌های ضعیف نباشیم «در مصاحبه با ایبنا» ۱۷ مهرماه ۱۳۹۶

مصاحبه جواد مجابی با خبرگزاری ایبنا

خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)،‌ شهاب دارابیان: جواد مجابی شاعری است که شاهد دعواهای ادبی در دهه ۳۰ و ۴۰ بوده، قد کشیدن شعر نیمایی را در دهه ۴۰ دیده است و خود در آن دوره در کنار شاعران بزرگی مانند شاملو به سراغ تجربه‌های جدید رفته است. او در همان سال‌های ابتدایی فعالیت‌های ادبی‌اش تلاش کرد تا نگاه رمانتیک حاکم در شعرهای آن دوره را کنار بگذارد و به سراغ تجربه‌های جدید برود؛ تجربه‌هایی که روزبه‌رو پخته‌تر شد و باعث شد که نامش در میان افراد تاثیرگذار ادبیات معاصر ثبت شود. انتشار ۲۶‌امین مجموعه شعر او بهانه‌ای شد تا به سراغ این چهره مطرح ادبیات برویم و با او درباره دنیای شعر و شاعری به گفت‌وگو بپردازیم.
“من و امثال من سال‌هاست که مشغول شعر سرودن هستیم اما به راستی در سرزمینی که مولوی، حافظ، سعدی و صائب شاعران آن بوده‌اند، چطور یک نفر می‌تواند ادعای شاعر بودن داشته باشد. واقعیت این است که در کنار چنین بزرگانی ادعای شاعری جرائت می‌خواهد.”
“گاهی اوقات ما فکر می‌کنیم که شعر یا داستان خیلی خاصی نوشته‌ایم اما اگر می‌توانستیم ادبیات جهان را کامل مطالعه کنیم قطعا متوجه می‌شدیم که قبل از ما یک نفر در این کره خاکی به این موضوع پرداخته است و بعد از ما نیز کسی به این موضوع می‌پردازد.”
“جواد مجابی گفت: من متوجه برخی نگرانی‌های دوستان شاعر و نویسنده درباره انتشار آثار ضعیف نمی‌شوم و نمی‌دانم که چطور انتشار یک کتاب ضعیف می‌تواند به ادبیات لطمه بزند. به اعتقاد من انتشار انبوهی از آثار پرت و پلا در یک دوره نمی‌تواند لطمه‌ای به ادبیات بزند.”
“من نگران نیستم؛ چراکه از بین ۱۶هزار شاعری که در حال حاضر کتاب منتشر کرده‌اند، شاید نام پنج نفر ماندگار شود.”
“به اعتقاد من انسان همواره باید علیه هر چیزی، حتی خودش طغیان کند. این فکر انسان را نجات می‌دهد. هنرمندی که طغیان‌نگر نباشد و دائما از خودش تعریف کند از خودش جا می‌ماند.”
“قبل از انقلاب روشنفکران برای بیان دیدگاهشان به سراغ شعر آزاد رفتند و همین قشر بعد از انقلاب تفکراتشان را در قالب رمان به جامعه عرضه کردند. این امکان نیز وجود دارد که تفکرات این افراد به زودی در قالب سینما مطرح شود.”

برای مطالعه ادامه مصاحبه به این لینک مراجعه نمایید.

منبع: خبرگزاری ایبنا – ۱۷ مهرماه ۱۳۹۶

با چشمان باز نگاه مي‌كنيم «در مصاحبه با روزنامه شرق» ۲۶ تیرماه ۱۳۹۶

گفت‌وگو با جواد مجابی

علی شروقی
n34366

«عین حب نبات»، «وطن روی کاغذ»، «شعر بیست‌ و شش» و «روز جشن کلمات» آثاری از جواد مجابی هستند که دوتاشان ـ «عین حب نبات» و «وطن روی کاغذ» ـ سال گذشته در نشر چلچله و دوتای دیگر ـ «روز جشن کلمات» و «شعر بیست‌ و شش» ـ امسال در نشر بوتیمار منتشر شده‌اند. «عین حب نبات» مجموعه‌ای است از قطعه‌های طنزآمیز جواد مجابی و سه کتاب دیگر شعرهایی است از او. این چهار کتاب موضوع بخشی از گفت‌وگوی پیشِ‌روست، هرچند گفت‌وگوی ما عملاً از این چهار کتاب فراتر رفته است. ضمناً مجابی در حاشیه این گفت‌وگو توضیحی مکتوب دربارۀ غلط‌های چاپی فراوانِ کتاب «عین حب نبات» فرستاد و تأکید کرد که این توضیح عیناً در لید مصاحبه درج شود. اینک عین توضیح او بی‌هیچ کم و کاست: «کتاب طنز محبوب من، عین حب نبات، به کوشش ویراستار محترم بیش از هفتصد غلط چاپی پیدا کرد. ناشر محترم قول داد که چاپ پرخطا را منتشر نکند. چاپ اول را نخرید! قرار است چاپ دوم، تصحیح شده، به بازار بیاید.»

در «شعر بیست‌ و شش» و «روز جشن کلمات»، دو دفتر شعر تازه‌ای که امسال از شما چاپ شده، نگاه به پشت‌سر و زمان سپری‌شده یکی از مضمون‌های تکرارشونده است. به‌عنوان شاعر این دو دفتر و نویسنده‌ای که بیش از پنجاه ‌سال است به نوشتن مشغول است، اکنون و در ٧٨سالگی اگر بخواهید مثل راوی این شعرها به پشت‌سر نگاه کنید و خودتان را ارزیابی کنید چه تصویری از خود دارید؟
تصویری که از خودم دارم یک تصویر نیمه‌رمانتیک از کسی است که از بیست‌ و‌ پنج‌ سالگی کار نوشتن را با شعر شروع کرده و تا همین الان با نظم و ترتیب در راه ناهمواری حرکت کرده که ابتدایش خواندن و نوشتن بوده و انتهایش هم نوشتن و خواندن خواهد بود.

برای مطالعه ادامه مصاحبه به این لینک مراجعه نمایید.

منبع: مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی – ۲۶ تیرماه ۱۳۹۶

آزادی یعنی رهایی از حصار نادانی «در مصاحبه با بانی فیلم» ۲۵ اسفند ماه ۱۳۹۳

جواد مجابی

بانی فیلم – مهتا بردبار – ساعت پنج بعدازظهر قرار گذاشته بودیم که در کوی نویسندگان ایشان را ملاقات کنیم ترافیک سنگین بزرگراه جلال آل احمد واقعاً کلافمون کرده بود. بالاخره تونستیم ساعت ۱۰/۵ از دروازه کوی نویسندگان وارد فضای اونجا بشیم. از دیر رسیدن آنقدر استرس داشتم که هرچه فکر می‌کردم قرار است به مصاحبه با چه کسی بروم یادم نمی‌آمد تا از نگهبانان آدرس بلوک را بگیرم. هم خنده‌ام گرفته بود و هم استرس داشتم. سرانجام ماشین رو مقابل دریچه منزل دکتر جواد مجابی پارک کردم. دکتر مثل همیشه با همان ژاکت بافتنی قرمز پشت پنجره منتظر ما بود. قرار بود راجع به سینما و ادبیات و نوروز با هم صحبت کنیم. دکتر جواد مجابی که شاعر و پژوهشگر حوزه ادبیات است، در رشته اقتصاد مدرک دکتری دارد اما در عین حال طنزپرداز قهاریست و برای کودکان هم بسیار نوشته است شاهد، نام وی در نوشتن فیلم نامه‌های جنایت پنهان، دیوانگان بر ساحل و مهمان‌کش هستیم. با وی به گفت و گو نشستیم.

برای مطالعه ادامه مصاحبه به این لینک مراجعه نمایید.

منبع: نشریه بانی فیلم – ۲۵ اسفند ماه ۱۳۹۵