رویدادها

«زادروز ناصر تقوایی در باغ موقوفات محمود افشار» ۲۱ تیرماه ۱۳۹۷

ناصر تقوایی و جواد مجابی
امضا عکس یادگاری توسط ناصر تقوایی برای جواد مجابی
کیک تولد ناصر تقوایی
جواد مجابی و پوری بنایی

 

راوی جان و جهان ایرانی در «بزرگداشت عباس کیارستمی در روزنامه ایران» ۱۱ تیرماه ۱۳۹۷

 

به دور از قضاوت قدرت‌ها

جواد مجابی
شاعر و نویسنده
هنرمندان، ادبا یا حتی روزنامه نگاران از آغاز یا در کنار حکومت‌ها بودند یا خلاف حکومت‌ها حرکت کردند. همیشه فکر می‌کردم که آیا راه سومی وجود دارد که یک فرد فراتر از تأثیر قدرت حاکم یا قدرت افکار عمومی یا قدرت‌های مختلفی که در جامعه وجود دارد به انسان، به تاریخ و جامعه و آنچه در این سیاره جریان دارد نگاه کند؟ و عباس کیارستمی توانست این کار را انجام دهد. او فراتر از قضاوت‌ها فقط به انسان، طبیعت، زندگی و دیدگاه‌های مترقی مدام فکر کرد و فیلم ساخت و با صراحت اما در کمال سادگی در لایه‌هایی زیرین کارش تفکر ایرانی را روایت کرد. او فرهنگ ایران را عمیقاً درک کرد و با این درک برای مملکت کاری کرد که افتخار آن همیشه برای سینمای ایران محفوظ است. او توانست برای سالهای سال نشان دهد که ظرفیت فیلم‌سازی در ایران تا کجا می‌تواند باشد. اگر چه بعد از کیارستمی فیلمسازانی مثل اصغر فرهادی نشان دادند که هیچ گاه عرصه سینمای ایران از آدم‌های متفکر و مترقی خالی نمی‌ماند اما جای او همیشه خالی است.

ادامه مطلب را می توانید در وبسایت روزنامه ایران و یا این لینک مشاهده نمایید.

فقط صلح، آرامش، زیبایی و انسانیت برای ما لازم است. «تئاتر شوایک»

گروه نمایش «شوایک سرباز ساده دل» به کارگردانی حمیدرضا نعیمی، شب گذشته ۲۴ مهر ۱۳۹۶، بعد از اجرای این نمایش، زادروز ۷۹ سالگیِ جواد مجابی را جشن گرفتند.

حمیرضا نعیمی و جواد مجابی در پشت صحنه تئاتر شوایک و کیک تولد سالروز دکتر مجابی


به گزارش خبرنگار ایلنا، گروه نمایش «شوایک سرباز ساده دل» به کارگردانی حمیدرضا نعیمی، شب گذشته ۲۴ مهر، بعد از اجرای این نمایش، زادروز ۷۸ سالگیِ جواد مجابی را جشن گرفتند.

مجابی در این شب، درباره‌ی این نمایش نظرش را ابراز کرد و گفت: معتقدم که این نمایش‌نامه، درست به موقع، و با توجه به نیاز مخاطب، در بهترین شکلی که ممکن بود، اجرا شد. این تئاتر، تراژدی جنگ را به صورت کمیک مطرح می‌کند. با توجه به این نکته که هر تراژدی در نهایت، تبدیل به کمیک می‌شود. «شوایک سرباز ساده دل»، اجرای دقیقی از یک فاجعه‌ی انسانی بود که آدم‌ها دشمنان‌شان را می‌کشند و سپس خودشان را نیز می‌کشند. تفهیم این موضوع با دقت و ظرافت، در دورانی که مسئله‌ی اساسیِ دنیا و منطقه‌ی ما جنگ و خشونت است، کار بسیاری ارزنده‌ای است که آقای نعیمی و دوستان‌شان انجام داده‌اند.

این نویسنده و شاعر افزود: اهمیت نمایش «شوایک سرباز ساده دل»، در این است که در فضای گروتسکی که ترکیبی از فاجعه و مضحکه است، به ضد خشونت‌های رایج و جاری این عصر می‌پردازد و به همه‌ی ماها که در سالن نمایش هستیم یک‌بار دیگر به دقت یادآوری می‌کند که آنچه برای جوامع ما لازم شمرده می‌شود، صلح و آرامش و زیبایی و انسانیت است و هر چیزی که جز این باشد، فقط برای تأمینِ منافعِ سرمایه‌داران و ستم‌گران است.

او در پایان با اشاره به اجرای هماهنگ بازیگرها و دقت عملِ کارگردان، افزود: همه‌ی بازیگر‌ها در سطح عالی اجرا کردند و آنچه مهم است هماهنگی بین تمام سطوحِ نمایش است که دقت کارگردان را نشان می‌دهد. به گمانم نویسنده و کارگردان این نمایش، توانسته یکی از بهترین اجراهایی که ممکن است از این اثر که بارها و بارها اجرا شده و در تمام دنیا مخاطب داشته را برای مخاطب ایرانی عرضه کند. ظرافت این اجرا در هماهنگی کل کار با هم بود که فقط چند نفر دیده نمی‌شدند و بقیه در سایه قرار نمی‌گرفتند. همه‌ی بازیگرها، در زیر یک نور تابان بودند و پیام خودشان را با قدرت منتقل کردند.

منبع: ایلنا

بازدید دولت‌آبادی و مجابی از پروژه بازسازی خانه موزه سیمین و جلال

بازدید دولت‌آبادی و مجابی از پروژه بازسازی خانه موزه سیمین و جلال

به گزارش هنرآنلاین به نقل از روابط عمومی شرکت توسعه فضاهای فرهنگی شهرداری تهران، محمد حسین دانایی، خواهر زاده جلال آل احمد ضمن بازدید از قسمت‌های مختلف خانه جلال و سیمین دانشور ، با انتقاد از تأخیر در روند تکمیل این پروژه، گفت: خوشبختانه طی  سالهای ۹۵ و ۹۶ شاهد تسریع در مراحل مرمت و بازسازی پروژه هستیم.
وی با تقدیر از دست اندرکاران در مراحل مرمت و بازسازی پروژه، بیان داشت: بر اساس استانداردهای بین المللی مرمت خانه موزه سیمین و جلال انجام شده است.
در حاشیه این بازدید محمود دولت آبادی نیز که به همراه دیگر هنرمندان و نویسندگان از خانه موزه سیمین و جلال بازدید می‌کردند، از ناشران خواست برای تبدیل این پروژه به نهادی زنده در عرصه ادبیات کشور نسخه ای از کتاب‌های ادبی خود را تقدیم کتابخانه این مجموعه کنند.

جواد مجابی نیز در حاشیه این بازدید افزود: با مدیریت هیات امنایی می‌توان به بهترین نحوء از پروژه بهره برداری کرد.

برای مطالعه ادامه مصاحبه به این لینک مراجعه نمایید.

منبع: هنرآنلاین

۱ آبان ماه ۱۳۹۶

بیست و دوم مهرماه زادروز استاد جواد مجابی در مصاحبه با ایبنا

جواد مجابی در مصاحبه با ایبنا به مناسبت هفتاد و هشتمین سالروزش

جواد مجابی، متولد بیست و دوم مهرماه ۱۳۱۸ در شهر قزوین، شاعر، نویسنده، منتقد ادبی و هنرهای تجسمی، نقاش، طنزپرداز و روزنامه‌نگار ایرانی است. زادروز مجابی بهانه‌ای شد تا به سراغ عکس‌های گرفته شده از وی در خبرگزاری کتاب برویم و منتخبی از آنها را در قالب یک گزارش تصویری منتشر کنیم.

عکس از جواد رحیمی خبرگزاری ایبنا

سخنرانی دکتر مجابی در ۷۳ مین زادروز استاد محمدرضا شجریان

جواد مجابی در تولد ۷۳ سالگی استاد شجریان

دکتر مجابی در این جلسه با پاسداشت زحمات و فعالیت های هنری استاد شجریان گفت: استاد شجریان در طول و عرض تاریخ ایران دویده، حتی راه نرفته، با انرژی فعال دویده. این مراسم در تاریخ اول مهرماه ۱۳۹۲ به همیت سایت موسیقی ما برگزار شد.

منبع خبر: وبسایت موسیقی ما

منبع فیلم: کانال جواد مجابی در وبسایت آپارات

افتتاح نمایشگاه نقاشی و مجسمه امیر محمد قاسمی زاده

جواد مجابی و امیر محمد قاسمی زاده در مراسم افتتاح گالری نقاشی و مجسمه در کویین سنتر الاهیه

نمایشگاه «نقاشی و مجسمه» امیرمحمد قاسمی زاده روز سه شنبه ۱۴ شهریورماه ۱۳۹۶ افتتاح و آیین جایگذاری نخستین «درخت سفیرِ سبزِ مهربانی»، به همت روزبه نعمت الهی برگزار شد. نمایشگاه نقاشی و مجسمه  امیرمحمد قاسمی زاده ترکیبی از آثار دوره های مختلف است که بخشی از آن (دانته و دیگران و مجموعه  کم تعدادی از چوب زخم ها) پیشتر در خانه موزه دانته در فلورانس به نمایش درآمده است و برای نخستین بار در تهران (کویین سنتر الهیه) برگزار شده است. در این مراسم که اساتید تجسمی، شعر و ادب و موسیقی حضور داشتند، امیر محمد قاسمی زاده از حال و هوای کارهایش برای حاضران و گفت. در قسمتی از این نمایشگاه از دکتر جواد مجابی دعوت شد تا در مورد آثار به نمایش در آمده در این نمایشگاه صحبت کند. این نمایشگاه به مدت دو هفته پذیرای علاقه مندان است.

مراسم اعطای نشان داوود رشیدی با تقدیر از چهار هنرمند برگزار شد

نشان داوود رشیدی در حوزه مطبوعات توسط جواد مجابی شاعر معاصر اهدا شد به عمید نائینی سردبیر ماهنامه «پیام امروز»، برگزیده روزنامه‌نگاری در سال ۱۳۸۱ و سردبیر نمادین دهه ۸۰. مجابی در صحبت‌های کوتاهی در مورد نائینی گفت: «او به معنای واقعی کلمه روزنامه‌نگاری حرفه‌ای و مستقل است. حرفه‌ای بودن به این معنا که؛ همان‌طور که می‌دانیم زمانی روزنامه‌ها سردبیرانی داشتند که روزنامه‌نگاری برایشان در الویت بود و بنابراین اگر عقاید سیاسی کسی مخالف آن‌ها بود ولی روزنامه‌نگار خوبی بود به همکاری خود با او ادامه می‌دادند اما از زمانی  به بعد این سیاستمداران بودند که سردبیر روزنامه‌ها شدند و چون پیش از روزنامه‌نگار بودن، سیاستمدار بودند دیگر عقاید مخالف خود را برنتافتند.»
او افزود: «نائینی عاشق ایده‌های نو اما عملی است و به همین دلیل راهش از خیال‌پردازان و متوهمان جداست. او در ماهنامه «پیام امروز» چنان با قدرت روزنامه‌نگاری خود و با توانایی برقراری توازن میان مسائل مختلف به مسئله مهم قتل‌های زنجیره‌ای پرداخت، که حرفش را به بهترین شکل بیان کرد. نائینی در بسیاری از مواقع یاری‌گر هنرمندان هم بوده است؛ از اهالی قلم تا نقاشان، کم‌اند افرادی که مثل او مواظب حال دیگران باشند.»

۱۳۹۶/۰۶/۰۴

منبع خبر:فرتاک نیوز

اکران مستند پسرک چشم آبی، «موسسه آپ آرت مان»

اکران فیلم مستند «پسرک چشم آبی» با حضور جواد مجابی، حسن لطفی (کارگردان این مستند)، هوشنگ گلمکانی، حمید صدر، کورش شیشه گران، حافظ موسوی، حسن کیاییان، محمد حسینی، ناستین مجابی، پوپک مجابی، فرشته احمدی، جواد میرهاشمی و پژمان موسوی و… در موسسه فرهنگی  «آپ آرت مان» ساعت ۱۸ پنج شنبه دوازدهم مردادماه ۱۳۹۶ به دعوت خانم لیلی فرهادپور برگزار شد.

جواد مجابی در کنار حسن لطفی کارگردان «مستند پسرک چشم آبی» در موسسه «آپ آرت مان» در تاریخ ۱۲ مردادماه ۱۳۹۶
اکران مستند «پسرک چشم آبی» در موسسه «آپ آرت مان»

منبع خبر: سایت «تیوال» و موسسه «آپ آرت مان»

تئاتر «لامبورگینی»

پوستر تئاتر لامبورگینی
: سیامک صفرى
: سیامک صفرى، اشکان خطیبى
: سهیل دانش اشراقى
: ایمان یزدى
: مرتضى نجفى
: سهیل دانش اشراقى، بهار نرگسى
: روزبه خورزنى
: ایده ابوطالبی
: ندا عقیقى
: مصطفى پیرهادى
: سجاد دلیری
: گلنوش حمیدى
: سارا حدادى
 : پوریا سورى
: بهمن بابازاده
: آریان امیر خان ( فیلم نیوز)، تئاتربازها
: سهیل دانش اشراقى، امیر حسام میرصادقى
: حامد حکیمى
: امیر حسام میر صادقى

منبع خبر در مورد جزئیات تئاتر، سایت تیوال است.

جواد مجابی
ناستین و جواد مجابی در پشت صحنه تئاتر لامبورگینی همراه با اشکان خطیبی

جواد مجابی در تئاتر لامبورگینی

کاشی ماندگار

کاشی ماندگار بر سر در خانه جواد مجابی نصب شد.

دومین کاشی ماندگار برای شخصیت‌های فرهنگی و هنری کشور بر سردر منزل جواد مجابی نصب شد.

به گزارش ایسنا، دومین کاشی ماندگار شخصیت‌های فرهنگی و هنری کشور روز شنبه ۲۰ خرداد طی مراسمی از سوی سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی بر سردر منزل جواد مجابی شاعر، نویسنده، منتقد هنری و روزنامه‌نگار نصب شد.

جواد مجابی با بیان این‌که این مسأله یعنی نصب کاشی بر سردر خانه شخصیت‌های فرهنگی و هنری فکر خوبی است، گفت: این طرح به شهر هویت می‌دهد و فرق خانه‌ها را مشخص می‌کند. من چند سال پیش مقاله‌ای نوشتم و در آن‌جا بیان کردم که آدم‌های زنده جزو میراث فرهنگی کشور هستند و این‌گونه نیست که صرفاً کسانی که مرده‌اند یا چیزی که از گذشته باقی مانده است، جزو میراث فرهنگی باشد.

او با بیان این‌که فرهنگ امری جهانی است و فقط بومی نیست، بیان کرد: فرهنگ اهمیت بسیاری دارد. با وجود تمام تلاش‌های ما نوعی تبعیض فرهنگی در بین کشورها به‌وجود آمده است. فرهنگ کشورهای ایران، هند و چین به مراتب غنی‌تر از فرهنگ کشورهای اروپایی و غربی است، اما آن کشورها تبلیغات را در دست دارند و داشته‌هایشان را بزرگ‌تر می‌کنند. ما نباید داشته‌هایمان را به رخ آن‌ها بکشیم، اما باید خودمان را ارتقا دهیم. فکر می‌کنم این کار عملی باشد. باید به موج جهانی‌سازی بپیوندیم و نباید سهم خود را نادیده بگیریم. ما نباید تبعیض فرهنگی را فراموش کنیم و یا نادیده بگیریم.

این نویسنده افزود: دولت نباید در فرهنگ دخالت کند، اما باید حامیIMG_20170610_172910 فرهنگ باشد. ما نویسنده‌ها نمی‌خواهیم دولت کتاب‌هایمان را بخرد، اما اگر ممیزی برداشته شود با این مسألۀ غم‌انگیز روبه‌رو نخواهیم بود. به طور مثال زمانی که دانش‌آموزی رمان می‌خواند، پدرش به او می‌گوید رمان نخوان، برو درس خودت را بخوان. تصور می‌کنم این مسئله نباید وجود داشته باشد. باید خدمات آموزشی گسترش بیابد. این غم‌انگیز است که تیراژ کتاب ما به ۳۰۰ نسخه رسیده است. فرض کنیم اگر کتابخانه‌های عمومی تجهیز شود و به طور مثال ۲۰۰۰ کتابخانه داشته باشیم که هر کدام سه نسخه بخرند می‌شود ۶۰۰۰ نسخه و اگر ۲۰۰۰ نسخه هم مردم عادی بخرند می‌شود ۸۰۰۰، که این عدد باید پایۀ تیراژ کتاب در کشور باشد.

او با تأکید بر این‌که کتابخانه‌های کشور باید تجهیز شوند، گفت: امروزه کتابخانه‌های عمومی بیشتر شبیه انبار کتاب است نه کتابخانه. وزارت فرهنگ باید کاری برای تجهیز کتابخانه‌ها کند و زمینه‌های آموزشی را فراهم آورد.

مجابی در ادامه با بیان این‌که سینما دنبالۀ ادبیات است، گفت: نمی‌دانم چرا ادبیات ما در جهان مطرح نشده، اما سینمای ما مطرح شده است. باید بر روی ادبیات سرمایه‌گذاری شود و آثار به صورت دقیق ترجمه شوند و به کشورهای دیگر بروند. به طور مثال، کشور پرتغال بر روی آثار ساراماگو سرمایه‌گذاری کرده است و با وجود این‌که این نویسنده، نویسندۀ متوسطی است در دنیا مطرح شد.

این شاعر اظهار کرد: دولت به جای این‌که قیم فرهنگ شود، بیاید یاورش شود. باید وضعیت فعلی نقد شود. هیچ‌گاه بین نویسندگان با رژیم دشمنی وجود نداشته است. نقد وضعیت موجود مهم است تا وضعیت بهتر شود.

او در پاسخ به این سؤال که طرح کاشی ماندگار در واقع خاطره‌بازی با محل زندگی هنرمندان است، دربارۀ محل زندگی خود گفت: ما از سال ۵۶ در این منزل ساکن شده‌ایم. کوی نویسندگان و مجتمع‌هایی که هست در واقع یک مرکز فرهنگی است که ۱۲۵ خانوادۀ روزنامه‌نگاران در آن‌جا ساکن شده‌اند. در واقع افراد فرهنگی در این‌جا زندگی کرده‌اند و آدم‌های بسیاری در آن‌جا رفت و آمد داشته‌اند. این محل محیط امن و آسایش بود و ارتباط بین ساکنان وجود داشت. این‌جا محل رفت و آمد نسل‌های مختلف فرهنگی و نویسندگان است. درهای این خانه‌ها به روی اهل فرهنگ باز بوده است. ما سعی کردیم این‌جا یک مکان فرهنگی باشد تا محل سکنی. اتفاق‌های مهم ادبی از این اتاق‌ها عبور کرده‌اند و فضای این‌جا از تصاویر آن‌ها آکنده است که باید حفظ شود. البته ما سعی کرده‌ایم که اندکی آن را حفظ کنیم. به طور مثال سخنرانی‌هایی را که برای انجمن‌های ادبی بود ضبط و ثبتIMG_20170610_174313 کرده‌ایم. این محل مکان سکونت نبود و فرهنگ در آن حضور داشت.

مجابی در ادامه یادآور شد:‌ کتابی در حال چاپ دارم که دربارۀ تصاویر و خاطره کسانی است که در این محل رفت و آمد کرده‌اند. در واقع این کتاب هزارصفحه‌ای به صورت بحث و گفت‌وگو و خاطرۀ افرادی است که حضور داشته‌اند و به صورت کتاب منتشر خواهد شد. من معتقدم در کشور ما مشکل کم‌سندی داریم؛ نه این‌که سند نداشته باشیم، در واقع اسناد را باید بیرون بیاوریم و به مردم نشان دهیم.

این نویسنده همچنین گفت: بعد از انقلاب با تعطیلی کافه‌ها این‌جا محلی برای گردآمدن نویسندگان و اهالی فرهنگ و هنر بود. فرهنگ به معنی همزیستی مسالمت‌آمیز عقاید مختلف است؛ کار فرهنگ فارغ از سود و زیانش که بیشتر اوقات زیان آن بر سودش می‌چربد که ایرادی ندارد و امری رایج است، در واقع درگیری ذهن‌ها است. به نظر من این‌گونه نیست که فرهنگ از درگیری ذهن یک نفر صادر شود، بلکه درگیری ذهن عده‌ای است که دربارۀ یک موضوع فکر می‌کنند.

او با بیان این‌که ما زمانی همزیستی مسالمت‌آمیز فرهنگی را خواهیم داشت که فقط به افراد فرهنگی اکتفا نکنیم، گفت: باید پاتوق فرهنگی و تشکل‌های صنفی ایجاد کنیم. کتابخانه‌های عمومی را تجهیز کنیم و آزادی در نشر را به‌وجود آوریم. چاپ کتاب هدف ما نیست؛ هدف ما ارتباط‌گیری با تودۀ مردم است. ما از مرحله‌ای که نیما شعر می‌گفت و آن را تفسیر می‌کرد عبور کرده‌ایم و به جایی رسیده‌ایم که بده بستان بین اهل فرهنگ و مردم به‌وجود آمده است و این بده بستان‌ها باید حفظ شود.

مجابی افزود: نشر در کشور ما جنبۀ دکان پیدا کرده است. به نظرم نشر باید موسسۀ مالی قوی باشد که در آن تمامی مراحل از جمله ترجمه و ویراستاری انجام شود. این‌طور نباشد که هر نشر یک مغازه باز کند و ۱۲ کتاب در آن‌جا بگذارد که کسی آن‌ها را نمی‌خرد. باید در کشور حداقل ۱۰ تا ۱۲ نشر بزرگ وجود داشته باشند که غیردولتی باشند. در کنار آن ناشران کوچک نیز حضور داشته باشند.

این نویسنده سپس درباره طرح نصب کاشی بر سردر منزل شخصیت‌های فرهنگی و هنری این متن را خواند:

درود و سپاس به حاضران گرامی و دوستان عزیز.

نصب کاشی یادمان، برسردر خانۀ هنرمندان و دانشوران از سوی سازمان میراث فرهنگی ایران، بیانگر آن است که آثار آفرینندگان علمی و فرهنگی زنده نیز بخشی از سرمایۀ معنوی ملی شمره می‌شود. این رسم که آثار را آفریننده در زمان ما و پدیدآورندگانش در تابش گنجینۀ دانش و هنر پیشین ایران دیده شوند، مایه دلگرمی کوشندگان ادب معاصر و تشویق نسل‌های بعدی به پیگیری این راه و روش تواند بود. کاشی نشانگر، از چشم رهگذر، مکان عادی را زمان‌روا می‌کند، جایی است در شهر که در آن دانش و فرهنگ به سالیان دراز مشغلۀ ساکنانش بوده است. خلوت هنرمند را برای یکی شدن با خود، با هنر، با عصر خویش نشان می‌دهد. همچنین رفت و آمد چند نسل از فرزانگان زمان در اتاق‌هایش را به حافظه‌ای ماندگار می‌سپارد. این نگاه، داد و ستد عاطفی مردم وطن و فرزندان تاریخیشان را استوار می‌دارد.

اجرای همه‌سونگر این طرح، نقشه‌ای راهنما از حضور پیشینیان کنار نوآمدگان علم و فرهنگ ایران را ترسیم می‌کند. نشان می‌دهد که سودای مداوم فرزانگان، همدلی با مردم و عمرسپاری در گسترش دانش و بینش بشری در کشور و جهان بوده است.

شادمان و سپاسگزارم که آن سازمان محترم همسویی خود را با ملتی بزرگ و فهیم نشان می‌دهد که برپادارندگان فرهنگ انسان‌گرا را از دیرباز تا امروز بازشناخته است. آرزو دارم زمانه چنان سازگار و هموار گردد که نسل‌های فردایی، این وطن و فرهنگ مردمش را عاشقانه بنگرد و خردورزانه، مهربان‌تر از ما، ایران زیبای صلح‌آمیز پیش‌رو را در قلب این سیارۀ مشوش تابان نگه دارد.

مجابی در انتها پیشنهاد کرد نصب این کاشی‌های ماندگار ادامه داشته باشد به خصوص برای مکان‌هایی که الان دیگر نیستند. او گفت: در کشورهای دیگر این امر وجود دارد که پلاک‌های کوچکی برای مکان‌هایی که نویسندگان و یا پژوهشگران در آن‌جا کارهای خود را انجام می‌دادند، نصب شده است. اگر این اتفاق در ایران بیفتد خوب است. مثلا کافه فیروز که زمانی پاتوق نویسندگان بنام بود و صادق هدایت در آن‌جا حضور داشت، الان به بانک تبدیل شده است. من با این موضوع حتی شوخی کردم و گفتم کارمندان بانک در حالی که کار می‌کنند، صداها و همهمه‌هایی می‌شنوند و متعجب می‌شوند که این صداها از کجاست!؟ این صداها همان صدای نویسندگان و هنرمندانی است که در این‌جا جمع می‌شدند. ما می‌توانیم با نصب پلاکی یادآوری کنیم که این‌جا زمانی کافه‌ای بود که نویسندگان در آن‌جا جمع شده و گفت‌وگو می‌کردند.

پوریا سوری مدیر روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی نیز با بیان این‌که نصب کاشی ماندگار بعدی برای قیصر امین‌پور (شاعر و استاد فقید دانشگاه) خواهد بود گفت: با توجه به هماهنگی‌های به‌عمل‌آمده این کاشی بر سردر خانه‌ای که قیصر امین‌پور در باغ فیض داشت، نصب می‌شود؛ البته اگر ساکنان آن‌جا مخالفتی نداشته باشند. همچنین کاشی دیگری در خانه کودکی این شاعر در گتوند نصب می‌شود.

به گفتۀ او، کاشی بعدی نیز بر سردر منزل ناصر مسعودی نصب خواهد شد.

منبع: خبرگزاری ایسنا ۲۰ خرداد ۱۳۹۶

نمایشگاه از کجا تا به کجا

(برای نمایشگاه از کجا تا به کجا (اتودهای هنری و ادبی) در گالری ثالث ارسال شد.)

انگارهها در روند صورتگری 

«انگاره»، پرواز تخیل و تأمل است در یک لحظه ، نوعی کشف وشهود، برقی گذرا از خلاقیت ذهن هنرمنداست که وقتی ازمغز به دست و ابزارآفرینشگری منتقل شد ، نشانه ای از درخشش ناگهانی اش را حفظ می کند . هنرمند نقاش در هنگامۀ آفرینش به ادراک حسی ویژه می رسد که آن را در چند خط مشق گونه ، مهارمی کند . این حس ملتهب ، به پیش طرح خطی یا رنگی، بدل می شود ،سپس  تبدیل به طرح کاملیا تابلوی اجراشده می گردد .اصل تابلو همین اتود شتابناک نیرومنداست که از ناخودآگاه بیرون می پرد وبقیۀ کارحاصل  مهارت درساخت وساز و قدرت به کارگیری دانش و تجربه وذوق فردی است .   

وقتی رمان “برج های خاموشی” را می نوشتم ، انگاره ای از” فراخنا وتنگنا” به ذهنم آمد که حرکت انسان ها درآن، سرگذشت فردی و سرنوشت جمعی را می نمایاند . حس فراخنای انتزاعی  مبدل شد به کویر بی پایان وادراک تنگنای تجریدی شد تاریکنای زندان . وقایع و واقعیات رمان دراین دو عرصۀ متناقض “نامحدود ومحدود”  جریان یافت .  

انگارۀ معماری وشهرسازی ایرانی نیز گاهی چنین انگاشته ای دارد:  حسی ناب که ازجنس آجروسیمان وکاشی نیست،حرکت ذهن است بر بال تأمل وخیال به منظورثبت درک خاصی ازفضا.  دراصفهان از کوچه های تنگ  باریک با دیوارهای بلند می گذری وذله می شوی از حرکت  خود بین فضای محدودکنندۀ گذرگاه . ناگهان پایان کوچۀ باریک کاهگلی، به فضای گشادۀ میدان نقش جهان باز می شود وتو گشاده دل وسبکروح درفضای گستردۀ رنگارنگ، راحتی ونشاط می یابی .  

انگاره ، یا پیش طرح ومشق، گاه می تواند تمامی مشخصات یک کارکامل را در خطوط شتابزده اش داشته باشد یا تنها لمحه ای از دریافت حسی هنرمندباشد که در رستخیزی ناگهان زاده شده اما بالش ووالایش این نوزاده به  زمان و روندفنی بیشتری نیازدارد.  گفتنی است که انگاره وقتی ازذهن به دست منتقل می شود تا تبدیل به ملودی اصلی ، پیش طرح نگاره ، گوهرنمایشنامه ، یا مایۀ اصلی  رمان گردد، دچار افت حسی می شود . خیال آدمی در جانشین شدنش به نشانه های مادی مشترک ، گذری دشوار می پیماید.  آن چه هنرمند در ذهن خود به صورتی تجریدی حس کرده وبرای بازنمائی آن احساس مبهم ،  بی تاب ودست به کار شده است هیچ گاه با همان یگانگی و قوت درعالم خارج زاده نمی شود وغالبا درعبوراز نشانه های قراردادی، با کاهشگری معنائی و تغییرصوری همراه است  ، کمترهنرمندی است که بتواند عین آن چه رادرذهن پرورده توسط رسانۀ درگیرش ، بازنمائی کند .وقتی از انگاره به سوی اجرای کامل اثر می رویم شباهت ها یا تفاوت های اثر با الگوی ذهنی، بیشترنمایان می شود .  ازهمین رو شاهد نارضائی خلاق هنرمندان بزرگی هستیم که می نالند آن چه را اندیشیده اند نتوانسته اند عینا بسازند . همین نارضائی عطشناک ، موجب تکرار وتداوم تقلای آنها برای نمایش کاملتر خیالات وتأملات شان می شود ومیل به انطباق کامل ادراک ذهنی بر تجلی مادی اش ، چون امیدی نومیدوارانه تاپایان عمر ادامه دارد .

انگاره های ذهنی هنرمند( موسیقی دان، معمار، شاعر، نقاش. . .) درهنگام ثبت فوری شان،حامل ناب ترین ونزدیک ترین حس برانگیختۀ فرد خلاق اند که بی اختیار او از عرصۀ ناخودآگاه به مرزآگاهی و عمل می رسند وبی فاصله در نشانگان صوتی وتصویری یا واژگانی؛ نمود می یابند. ازاین منظر، انگاره ها، خصوصی ترین واکنش آفرینشی انسان حساس دربرابر ذهن خود وعالم بیرونی اند. جانمایۀ انگاره ، انگیزش آنی تخیل وتأمل هنرمند است که ساده ترین و نیرومندترین بیان آن را ، درلحظۀ پدیداری اش جستجو می کند و خوشاهنرمندی که چالاک ترین صیاد این برق گریزان است.

مطالب قدیمی تر